.jpg)

اهداف دانشکده انشاء تن و روان" دستیابی به کلیه اسرار اطوار انسانی و به کار گرفتن کلیه امکانات فیزیولوژیک و پسیکو لو ژیک آن در جهت ارتقاء انسان به مقام خدائی است.این راه مبتنی بر شناسائی یکصدو هفتاد نقاط تلاقی بدن( لکورپس آسترال ) و بدن فیزیکی وکنترل جریانهای انرژی ( یانگ و ین ) و گشودن دریچه های ( چاکرا ) نهفته بر نیروهای خفته بدن ودخول از عوالم ترکیبی وعوالم تجریدی و اجرای 73000 تکنیک" ترکیب و عکس العمل سازی وکنترل کلیه عظلات ارادی و غیر ارادی به دست توانائی خواستاری ورسیدن به مرحله برون فکنی و سیر مستقل روحانی میباشدو کنکاش در اصول ذن جنبه عبودیت در جنب جنبه الوهیت مضمحل ساختن و به شناختن حقیقت عینی مطلق در خویش بر اصول مکتب ساتوری نائل گشتن است...
ادامه ی مطلب:http://www.kungfutoa.com/
اول از همه نگاهی میکنیم به بیوگرافی پرفسور ابراهیم میرزایی بنیانگذار کانگ فو توآ
پروفسور ابراهیم میرزایی متولد ۱۳۱۸میباشد.

درسال ۱۳۳۷دبیرستان نظام را در سن ۱۸سالگی ودر سال ۱۳۴۴دانشکده افسری را در
نیروهای مخصوص وادامه تحصیلات سفرهایی به کشورهای آمریکا - انگلیس- فرانسه
-
هلال قرمز بالاي مشت نشان دهنده فلسفه خون كانگ فو يعني مبارزه تا آخرين قطره خون در
راه آزادي انسانها مي باشد
.مشت در ميان دايره سياه نشان دهنده قيام از دل تاريكيها و پليديهاو همه آنچه كه انسان امروز از
خود بيگانه كرده ودر بند كشيده است.
و مشت نشانه تجاوز نمي باشد ،بلكه حالت دفاعي دارد كه از شكل آن نيز مشخص است
.-
هلال سفيد زير مشت نشان دهنده نژاد سفيد ايراني است.-
كره جهان زير مشت و نقشه ايران در وسط كره بعنوان پايگاه كانگ فو توآ در جهان مشخصشده است .
اين آرم روي سينه طرف چپ قرار مي گيرد كه مشت حفاظت از قلب ماست كه طپش آن صداي
فكر مان است
.پس آرم كانگ فو نيز دفاعي بودن اين هنر را نشان مي دهد
/data/matn/رزمی%20کاران%20علمدار_files/matto.jpg)
فلسفه خط
این خط به معناى موجى از تفكر مغز مى باشد و نشان واره جهتى از چينهاى مغز و بكارگيرى
نيروى فكرى
و گا مى به سوى مقام رفيع انسانى مى باشد و نيز مجزا شدن انسان از حيوان و فهم اين نكته
به جها نيان
كه اين تفكر قالبى نبوده و همواره در حال تغيرو تبديل مى باشد.
لباس یا پوشش بدن نقش مهمی در هنر های رزمی دارد وحرکتهایی
هنگام راه رفتن ویا نشستن و انجام کار های روزمره می باشد.
نگه دارنده ی ستون مهره ها در قسمت قوس کمری محافظت مهرها در برابر نیروهای
وارده
از نظر انرژی نگهدارنده حرارت بدن باشد واز هدر رفتن انرژی بدن جلوگیری کند.
پیراهن ساده ومعمولی که تمام قسمت های بدن را می پوشاندواز هدر رفتن انرژی
بدن جلوگیری می کند . معمولا از جنس نخی و الیاف طبیعی است تا عرق بدن را
جذب کند،
بطور کلی ظرافت و ذکاوت خاصی در طرح لباس کانگ فوبکار رفته است .
کمرشلوارکانگ فو چنان طراحی شده که مهره های قوس کمری ستون مهره را
محافظت می کند(درهنگام وارد شدن نیرو و فشارهای زیاد از لغزیدن مهره ها به روی
هم وآسیب دیده گی آنها جلوگیری می کند) ودرقسمت مچ پا نیز شلوار کانگ فو
عضلا ت و زرد پی- های مچ پا رامحکم نگه میدارد واز آسیب دید گی آنها جلوگیری
می- کند و همچنین از هدر رفتن حرارت پاها جلوگیری می کند.
چون اگر پایین شلوار باز باشد (قسمت مچ پا) با زدن ضربات و حرکات پا و حرارت پاها
با شوک ضربه به بیرون انتقال می یابد و باعث هدر رفتن انرژی پاها و سرد شدن
مفصل زانو، و عاقبت آسیب دیدگی مفصل زانو می شود . ولی در شلوار کانگ فو
این مورد به خوبی پیش بینی شده و از هدر رفتن انرژی پاها جلوگیری می شود.
از نظر علمی رنگ سیاه انرژی را در خود جذ ب می کند و ازهدررفتن انرژی جلوگیری
می کند وازنظرفلسفی نیزرنگ
سیاه با لا ترین رنگ است یعنی دربرابرنفوذ رنگهامقاومت میکند. ودرکانگ فوسیاهی
رنگ مقدسی می باشد . بدین منظورکه رنگ سیاه درمقابل رنگهای دیگر مقاومت
می کند
مانند رنگ سیاه اصالت خویش را حفظ خواهیم کرد .ورنگ فرهنگ بیگانگان را به خود
نمی گیریم بلکه اصالت فرهنگی خویش را حفظ می کنیم و جهانیان را با کوشش
خردمندانه وپایه بلند انسانی خود به دوست داشتن این فرهنگ (فرهنگ ایرانی ) فرا
می خوانیم .
از دست برود و در خویش نگه می دارد . واز پیری زود رس و خستگی و کوفتگی
عضلات جلو گیری می کند . و باعث شادابی و طراوت بدن می گردد .
هفت رنگ است زیر هفت اورنگ
نیست بالا تر از سیاهی رنگ
فلسفه شالها
شال سفید
نشانه مبتدى بودن شخص وخالى بودن از تجربه و به گفته ديگر به فلسفه پاكى و
قابليت رنگ پذيرى يعنى
ورود به مرحله تغيير و حركت داراى هفت خط را ديكال
.از شالبند سفيد به سبز با 17909 تكنيك و تركيب و عكس العمل سازى و خاصيت موجى، فيزيولوژى انسانى
درجه ديپلم دانشكده مى باشد
.شال سبز
به معناى روئيدن مى باشد در فضاى فيزيكى و به حركت درآوردن ناشناخته هاى بدن براى تحرك بيشتر،
براى دريافت مى بايستى با هفت شا لبند سبزمبارزه نمايد و تا حدودى نيزآشنا با مراحل فكرى باشد
.به شالبند سبز راهدا ن مى گويند
.شال قهوه اى
به معناى سوختگى است. يعنى تجربه گرفتگى و پختگى در فضاى فيزيكى و روحى كه از يازده خط تشكيل
يافته
.درا ين مرحله شخص بايستى با سى وپنج شالبند قهوه اى مبارزه كند و ا ين دليل بر تكامل جسمى و فكرى فرد
كونگ فو كار نسبت به سايرين مى باشد. به شالبند قهوه اى راهبان مى گويند. شالبند قهوه اى با52021 تكنيك و
عكس العمل سازى و خاصيت موجى با استدلال فكرى در حركات تكنيكى درجه ليسا نس مى باشد.
(
شالبند مشکي)جهانبان : شالبند مشکي (تاکيون توبرما) به معني عبور از مرز تاريکيها و نادانيهاست و ورود به دنياي
اسرارآميز نيروهاي فيزيکي و فيزيولوژي بدن انسان با اجراي3000 تکنيک و ترکيب و عکسالعمل سازي
متکي بر استدلال علوم ، رياضيات ، فيزيک و شيمي به درجه فوق ليسانس ميباشد
.(
شالبند سرخ)شالبند قرمز (حس توما به گيتک) گذشتن از خود و در خود فنا شدن و به پائينترين مرحله انساني رسيدن و
همچون خون براي ادا به جهات جامعه بارور شدن است
.(
شالبند سفيد و سرخ)راهبر: (يارومه) سلسله اين مايگاه در تغييرات روح و روان و منطق حالات و حرکات مهر بقاء تا کي بودن
وچگونه بودن (هستي هستا) و بيان توان در طريقت دانا و به عالم معنا (در زمان بي زمان) نوشتني و گفتني
فارق از دانشکده انشاء (توآ) بازنشستگي را راهبري پروفسورا مي گويند.
یا علمدار حسین
کوری چشم دشمنا صلوات
چاكرا كلمه ای سانسكريت به معنای چرخ است، چرخ سمبل حركت دورانی حول يك محور است. شكل چرخ برای چاكراها نمود يگانگی و اتحاد درونی آنها است.چاكراها ريشه در باورها و ديدگاه متافيزيك هندو دارند. در ديدگاه هندو، هستی از جنس تفكر و آگاهی است و قصد آگاهی تبلور به شكل ماده است. اين امر خلاف ديدگاه مادی است،كه ماده را سر آغاز جهان، و آگاهی را ناشی از آن می داند. مبنای اين نوشته، ديدگاه متافيزيك هندو است. از اين ديدگاه جهان رويای، رو يابينی است كه همه اجزای اين رو يا خود نيز رو يا می بينند. در اين ديدگاه يك جهان اكبر وجود دارد كه خود متشكل از بی شماری جهان های اصغر است. در اين بين چاكراها واسطه های بين جهان اكبر وجهان اصغر هستند. بنابراين تجربه ما از جهان هستی در سطوح مختلف آگاهی و از طريق چاكراها تجربه می شود. چاکراها مانند گردابی عمل می کنند کها انرژي حياتي را از محيط اطراف و از كيهان مي گيرند و آنها را به امواج مورد نياز نقاط مختلف بدن تبديل مي كنند. علاوه بر اين آنها انرژي را به اطرافشان پخش مي كنند. توسط اين سيتسم انرژي، انسان نهايتا در حوزة تبادل دايم انرژي با كيهان و دنيا و انسان هاي ديگر است. هريک از چاکراها در هر قسمت از بدن که قرار داشته باشد انرژی آن قسمت از بدن و سطحی از اگاهی را در کنترل خود دارد
.طبق دست نوشته هاي قديمي 88000 چاكرا در بدن هر يك از ما وجود دارد و به ندرت مي
توان نقطه أي در بدن انسان پيدا كرد كه در برابر دريافت و انتقال يا تغيير دادن انرژي ها
حساس نباشد. فقط حدود 40 چاكراي فرعي وجود دارد كه مهمترين آنها در طحال، پشت
گردن، كف دست ها و كف پاها قرار دارند. اما تقسيم بندي ديگري هم براي تعداد چاكراها
وجود دارد كه مي گويند چاكراهي مهم در بدن انسان 7 تا مي باشند كه همگی در امتداد ستون
فقرات از حدود مقعد آغاز شده و تا تاج سر ادامه پيدا می کنند و دائما در حال چرخش به سر
مي برند. چرخش چاكراها در مردان به سمت راست (در جهت عقربه هاي ساعت) و در
زنان به سمت چپ مي باشد. وقتي درمانگران مي خواهند چاكرايي را تقويت كنند مي توانند
در جهت چرخش چاكراها كار درمان را انجام دهند. مثلا در رايحه درماني مي توان مواد
معطر را به صورت دوراني در جهت چرخش چاكراها حركت داد يا اگر با سنگ هاي قيمتي
مي خواهيد روي چاكراها تأثير بگذاريد باز مي توانيد جهت چرخش چاكراها را در نظر
داشته باشيد
.

